محمد تقي جعفري

189

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

( ( 2582 ) ) توبه ها كرده است خر با كردگار كاو نگردد غرهء هر نابكار ( ( 2583 ) ) توبهء او را به فن برهم زنيم ما عدو عقل و عهد روشنيم ( ( 2584 ) ) كلهء خر گوى فرزندان ماست فكرتش بازيچهء دستان ماست ( ( 2585 ) ) عقل كان باشد ز دوران زحل پيش عقل ما ندارد آن محل ( ( 2586 ) ) از عطارد وز زحل دانا شد او ما ز داد كردگار لطف خو ( ( 2587 ) ) علَّم الانسان خم طغراى ماست علم عند الله مقصدهاى ماست ( ( 2588 ) ) تربيهء آن آفتاب روشنيم ربى الاعلى از آن برمىزنيم ( ( 2589 ) ) تجربه گر دارد او با اين همه بشكند صد تجربه زين دمدمه ( ( 2590 ) ) بو كه توبه بشكند آن سست خو در رسد شومى اشكستن در او آيه « اَلَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ . عَلَّمَ اَلإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ 96 : 4 - 5 » ( 1 ) خدايى كه نوشتن با قلم را به انسان تعليم كرد و به انسان آن چه را كه نمىدانست آموخت ) « قُلْ إِنَّمَا اَلْعِلْمُ عِنْدَ الله 67 : 26 » ( 2 ) ( به آنان بگو جز اين نيست كه علم در نزد خدا است ) روايت « قال رسول الله صلى الله عليه وآله ان الأناة من الله والعجله من الشيطان » ( 3 ) ( بردبارى از خداوند وشتاب زدگى از شيطان است ) « سبحان ربى الاعلى وبحمده » ( 4 ) ( تسبيح مىكنم پروردگار اعلايم را وستايش مىكنم او را )

--> ( 1 ) سوره العلق ، آيهء 4 و 5 . . ( 2 ) سوره الملك ، آيهء 26 . . ( 3 ) سفينه ، ج 1 ص 129 ، نقل از خصال شيخ صدوق . . ( 4 ) ذكر سجده .